عقل من گم شده در فر هایت

و خودت می دانی

که من هر شب به چه می اندیشم

به تو 

شاید به نگات

به تبلور شده ی نور از آن صورت ماه

و به آن ناز نگاه

و به آرامیه یک بوسه داغ

به لب یخ زده ام

شاید یک روز من و تو 

برویم از اینجا 

برویم و برهیم از دنیا

ببریم با خود عشق

و در آن روز منم فر شده ام 

 


منبع اصلی مطلب : یار
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : فرفری موی غزل خوان منی